نقد کتاب اثر مرکب

آیا اثر مرکب ایراداتی دارد؟ نقد کتاب اثر مرکب

سلام به مخاطبین خوب و درجه یک اثر خاص.
نقد کتاب اثر مرکب از دارن هاردی، شاید عنوان کمی برایتان عجیب به نظر برسد.
اجازه بدهید داستان را این طور برایتان توضیح بدهم.
من سعی میکنم هر کتابی را حداقل دو بار مطالعه کنم.
در مرحله اول با چهار چوب کلی کتاب آشنا شوم و یادداشت برداری کنم، و در مرتبه دوم مطالعه، نگاهی نقادانه به آن داشته باشم.
چون اعتقاد دارم هر چیزی را نباید بدون چون و چرا پذیرفت، در واقع یکی از اصول موفقیت و نو آوری، فکر کردن عمیق به مسائل و با چشم باز است.
میدانید چرا تصمیم گرفتم نقد خودم را بر این کتاب بنویسم؟
به این دلیل که کتاب اثر مرکب، کتابیست که اکثر افراد آن را مطالعه نموده اند و آن را نیز توصیه میکنند.
در واقع من قرار نیست به شما بگویم این کتاب بد است و نباید آن را مطالعه نمایید.
فقط میخواهم بدانید که میتوانید با دید دیگری نیز آن را بخوانید و میخواهم بگویم بد نیست این مدل تفکر را نیز داشته باشید.

کتاب اثر مرکب (The Compound Effect) دقیقاً چه میخواهد بگوید؟

دارن هاردی (Darren Hardy) این کتاب را در سالهای 2010 و 2011 منتشر کرده است، اثر مرکب در دسته کتابهای خودیاری و موفقیت و بهبود فردی دسته بندی میشود.
این کتاب میگوید: اگر شما بتوانید خورده عادتهایی در خود شکل دهید و مدتها آن را ادامه بدهید، اثر بزرگی به وجود خواهد آمد.
اجازه بدهید یکی از مثالهای خود کتاب اثر مرکب را نقل قول کنم:
خانمی که اضافه وزن داشته است به دارن هاردی (Darren Hardy) مراجعه میکند.
دارن به آن خانم میگوید که هر روز به مدت 10 دقیقه در اطراف خانه اش پیاده روی کند.
و سعی کند هر روز چند ثانیه زود تر این مسیر تعیین شده را به پایان برساند.
البته مثال را تقریبی به یاد دارم و اعداد و ارقام و دقیقه و ثانیه را به درستی به خاطر ندارم.
این خورده عادت یا خورده کار، در نهایت باعث به وجود آمدن یک عادت خوب شده و در نهایت شما را لاغر میکند و به هدفتان هم میرساند.
البته من با این برداشت از کتاب هیچ مشکلی ندارم.
مشخص است که این اتفاقات خواهد افتاد و در مطالب و تحقیقات علمی نیز این مسائل تا حد بسیار زیادی به اثبات رسیده است.

نقد کتاب اثر مرکب از دارن هاردی دقیقاً به چه چیزی وارد است؟

این‌که «عادت‌های کوچک می‌توانند در بلندمدت تغییراتی بزرگ ایجاد کنند» قابل‌انکار نیست. این‌ هم که انحرافی کوچک می‌تواند در طول مسیر به انحرافی بسیار بزرگ تبدیل شود، کاملاً قابل درک است، همان طور که گفتم من در رابطه با این مطالب که مطالب درستی هم هستند نقدی ندارم.
نقد من از آنجایی شروع میشود که نویسنده خود را سر آغاز همه چیز می انگارد.
دارن هاردی خودش را کاشف شیوه اثر مرکب میداند و میگوید این مطالبی که بیان میکند به این دلیل درست است چون دارن هاردی آنها را میگوید.
نویسنده در فصل اول کتاب بیان میکند:
شما بین 3 میلیون دلار و یک سکه یک سنتی که ارزش آن هر روز دو برابر میشود کدام را انتخاب میکنید؟
خوب این خیلی بستگی به شرایط فرد قبول کننده دارد، شاید شما بتوانید آن 3 میلیون دلار را ظرف یک یا چند ماه چند برابر کنید، این طور نیست؟
در فصل دوم بیان میکند که شما تمامیه جنبه های زندگی خودتان را میتوانید هر روز بهتر و بهتر کنید.
دقت کنید که میگوید تمامیه جنبه ها را!
با این فرمول که کافی است فقط یک هزارم از دیروز بهتر شوید.
اگر شما بتوانید هر روز فقط یک هزارم (0.1%) آن جنبه از زندگی خودتان را بهتر کنید، در هزار روز دیگر احتمالاً هزار درصد ارتقاع پیدا کرده اید.
اما آیا واقعاً این گفته درست است؟
از شما خواهش میکنم کمی فکر کنید و بعد ادامه مطلب را بخوانید.
احتمالاً از نظر منطق و روی کاغذ، این گفته درست باشد اما اجرایی کردن آن تقریباً غیر ممکن است.
اگر شما بر فرض روزی ۵۰ صفحه کتاب می‌خوانید، همین بهبود یک دهم درصدی را هم نمی‌توانید برای مدت طولانی حفظ کنید. محال است بتوانید پس از ده سال به مطالعه‌ی ۵۰۰۰ صفحه در روز برسید (و بر اساس ادعای هاردی، این جنس بهبود را هم‌زمان در حوزه‌های دیگر زندگی‌تان هم تجربه کنید).
در واقع شاید شما بتوانید به هدف خواندن 5000 صفحه کتاب در روز دست پیدا کنید، اما این که بتوانید همین کار را در جنبه های دیگر زندگی هم اجرایی کنید تقریباً محال است.
البته، خود مطالعه 5000 صفحه در روز هم به نظر من قطعاً محال است، چه رسد به تقریب و این دست مسائل.
در تمامیه کتاب شما با دستوراتی از جانب دارن هاردی مواجه میشوید، این دستورات گاه به صورت نهانی هستند و گاه کاملاً آشکارا بیان شده اند.
به درآمد من نگاه کنید و حرفم را بپذیرید.
چون من به همسرم bmw هدیه داده ام باید متقاعد شوید.
من مدیر مجله موفقیت هستم و چون افراد زیادی از من مشاوره میگیرند پس حرف من درست است.
کتابهایی که در سالهای اخیر با موضوع تغییر عادات به چاپ رسیده اند، این مشکلات را ندارند و سعی کرده اند برای ادعای خودشان اثبات علمی بیاورند.
کتابهایی مانند عادت های اتمی یا خرده عادتها (نوشته جیمز کلییر)، یا کتاب قدرت عادت (نوشته چارلز دوهیگ)، و مواردی از این دست.
این مطالب را گفتم تا بدانید میتوانید این طور هم به یک اثر نگاه کنید، هر چند که آن اثر، اثر مرکب باشد.

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *