تبلیغ نویسی صفحه محصول

تبلیغ نویسی صفحه محصول، راهنمای قدم به قدم نوشتن صفحه محصولات

همراهان همیشگی اثر خاص سلام.
امیدوارم هر جا که هستید حال و احوالتون خوب و عالی باشه.
امروز میخوام در رابطه با تبلیغ نویسی یا آگهی نویسی صحبت کنم.
آن هم تبلیغ نویسی صفحه محصول که خیلی خیلی پر طرفدار است!
توی این نوشته ابتدا میخوایم ببینیم اصلاً نوشتن تبلیغ چی هست؟
چه کمکی میتونه به کسب و کار شما بکنه؟
به طور کلی یک تبلیغ باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟
تبلیغ نویس واقعی دقیقاً کیه و چه کمکی میتونه به کسب و کارها انجام بده؟
اگر بخواید آگهی نویس بشید، باید چه قدمهایی رو بردارید.

فهرست محتوا

تبلیغ نویسی چیست؟

اگر بخواهم ساده و جامع توضیح دهم:
نوشتن متن به نحوی که مخاطب را ترقیب کند، کاری که ما میخواهیم انجام شود آگهی نویسی یا تبلیغ نویسی است.
به همین سادگی و خوش مزگی.
فردی که یک تبلیغ مینویسد، طوری آن را طرح ریزی میکند که مخاطبین هدف هر کسی که باشد؛
با دیدن آگهی اقدام مورد نظر گفته شده در تبلیغ را انجام دهد.
در واقع یک جوری هدف از نوشتن متن تبلیغاتی هم یک چنین موردی است.
کسی که قرار است برای محصول ما یک تبلیغ بنویسد، باید بتواند با پرسیدن سوالات دقیق و بجا از تولید کننده و یا فروشنده محصول، یک نتیجه بسیار عالی خلق نماید.
تبلیغ نویسی یک علم است، علمی که آمیخته با هنر، خلاقیت و روانشناسی مشتریان است.
یک تبلیغ نویس خوب، قطعاً یک بازاریاب خوب نیز هست.

چرا باید تبلیغات کنیم؟

خوب بعد از این که به طور کلی با مفهوم تبلیغ نویسی آشنا شدید، باید بفهمیم که اصلاً چرا باید تبلیغات کنیم.
اگر ما یک محصول بسیار عالی داشته باشیم و این محصول یا خدمت از قیمت بسیار رقابتیی هم برخوردا باشد، چه نیازی به تبلیغات است؟
مگر با وجود یک چنین محصول یا خدمتی، مردم برایش صف نمیکشند؟
قبل از این که به دو سوال بالا پاسخ دهید، لازم است پاسخ یک سوال بسیار کلی تر را پیدا کنید:
یک کسب و کار یا تجارت، صرف نظر از کوچکی یا بزرگی اش چرا باید تبلیغ کند؟
به دو دلیل:
1. باعث میشود بیشتر دیده شود و افراد و شرکتهای بیشتری با کسب و کار آنها آشنا شوند.
2. باعث میشود فروش افزایش پیدا کند و این خود به رشد یک کسب و کار کمک فراوانی میکند.
البته دلایل دیگری را نیز میتوان برای تبلیغ کردن پیدا کرد اما، این دو دلیل که در بالا بیان شد علت عمده و دلیل اصلی تبلیغ کردن است.
اجازه بدهید برای پاسخ به دو سوالی که در ابتدا مطرح کردم، یک داستان برای شما تعریف کنم:
فرض کنید شما یک فروشگاه بسیار لوکس با امکانات بسیار پیشرفته در بالای یک کوه بسیار بلند راه اندازی نموده اید.
بدون سر و صدا فروشگاه را افتطاح میکنید، پس از مدتی که فعالیت کنید چه اتفاقی می افتد؟
مسلم است، هیچ کس از فروشگاه بسیار لوکس شما بازدید نمیکند.
اصلاً مگر کسی خبر دارد که شما فروشگاه درجه یکی راه اندازی نموده اید؟
چرا فکر میکنید یک کار خلاقانه مانند بمب سر و صدا به پا میکند؟
چرا فکر میکنید اصلاً ما و کسب و کارمان خیلی زیاد برای مردم پر اهمیت هستیم؟
در واقعیت اصلاً اینطور نیست! ما نه آنقدر برای کسی مهم هستیم و نه آنقدر زود به چشم میآییم!
در واقع کسب و کارمان نیز یک چنین حالتی دارد.
دقیقاً اینجاست که نقش یک تبلیغ نویس مشخص میشود.
تبلیغ نویسی باعث میشود که کسب و کار ما و حتی خود ما بهتر و راحت تر به مخاطبین احتمالیمان شناخته شویم.
یک تبلیغ خوب میتواند به طور کلی ورق را برگرداند و کاری برای ما انجام دهد که هیچ کسی نمیتواند درکش کند.
یک متن تبلیغاتی خوب میتواند تعداد زیادی مشتری بی خبر را با خبر سازد و ما را در مدت کوتاهی ثروت مند سازد.
مهارت تبلیغ نویسی بیشتر از هر چیزی به شناخت تبلیغ نویس برمی‌گرده.
شناخت تبلیغ نویس از مخاطب، از محصول و از شرایطی که تبلیغ توش تولید و ارائه می‌شه.

برای تبلیغ نویسی صفحه محصول از کجا باید شروع کنیم؟

خوب با خوندن متن بالا، احتمالاً این سوال توی ذهن شما هم شکل گرفته باشه که از کجا باید شروع کنم؟
چه طور باید یک متن تبلیغ خوب برای محصولاتم بنویسم؟
چه معیارهایی رو باید رعایت کنم که یک متن تبلیغاتی قابل قبول نوشته بشه؟
آیا کتاب یا آموزشی هست که بتونه توی این زمینه به من کمک کنه؟
و چندین سوال دیگه که سعی میکنم به اکثر اونها یک پاسخ خوب و قابل قبول رو بدم.
حالا با من قدم به قدم همراه بشید تا ببینیم مواد لازم برای نوشتن یک تبلیغ خوب برای صفحه محصول چی هست و از کجا باید شروع کنیم.

هدف از نوشتن تبلیغ

قبل از هر اقدامی، لازمه بدونید که هدف از نوشتن این تبلیغ چی هست.
هدف شما از نوشتن یک متن آگهی میتونه برند سازی و شناخت مخاطبین باشه، و یا میتونه فروش یک محصول یا خدمت خاص باشه.
بعد از این که هدف کلی خودتون رو از نوشتن آگهی مشخص کردید، باید کمی کلی نگری رو کنار بگذارید و ببینید دقیقاً چه چیزی میخواید.
برای نمونه اگر هدف شما فروش بیشتر محصول هست، چه حد از فروش توی این تبلیغ برای شما مناسب هست.
به بیان بهتر: این تبلیغ باید تا چه اندازه فروش محصولات یا خدمات شما رو افزایش بده؟
تعیین کردن یک هدف مالی جذاب برای کسب و کارتون، میتونه بهتون توی بیشتر شدن خلاقیت کمک فراوانی بکنه، پس اصلاً نادیده اش نگیرید.

مشخص کنید برای چه کسی تبلیغ مینویسید

این سوال رو میتونیم اینطوری هم مطرح کنیم: خریداران محصولات یا خدمات ما از چه قشری هستند؟
ببینید دوستان، افراد توی یک اجتماع بزرگ مثل یک کشور، به دسته های مختلفی تقسیم بندی میشوند.
این دسته بندی ها، میتونه سیاسی باشه، اقتصادی باشه، مضهبی باشه و خلاصه کلی تقسیم بندی میتونید برای هر موردی پیدا کنید.
اول از همه باید مشخص کنید دسته بندی افرادی که قراره تبلیغ شما رو ببیند شامل چه افرادی میشن.
خانم هستند یا آقا، بازاری هستند یا کسب و کار اینترنتی دارند، و هزاران دسته بندی مختلف.
چرا این موضوع انقدر پر اهمیت هست؟
چون ما توی این گروه های کوچک، میتونیم علایق افراد رو به درستی به دست بیاریم.
وقتی شما بفهمید که یک فرد به چه چیز هایی علاقه داره و متوجه بشید که به طور کلی طرز تفکرش چه شکلی هست، میتونید یک پیشنهاد اختصاصی برایش طراحی کنید.
چون این گروه ها احتمالاً نقاط مشترک و نقاط ضعف فراوانی دارند که میتونید با استفاده از این نقاط مشترک، یک تبلیغ نویسی بسیار عالی انجام بدید.
سبک نوشتن، نوع کلماتی که استفاده می‌کنید، ساختار پیام تبلیغاتی، رسانه‌ای که برای انتشار پیام
تبلیغاتی استفاده می‌کنید، همه و همه باید با توجه به این نکته انتخاب بشه که مخاطب شما چه کسانی هستن
و چه نوع ارتباطی رو راحت‌تر می‌پذیرن.
آیا میتونیم آدامس جویدن یا تبلیغ یک چنین محصولی رو برای افراد سن بالا بنویسیم؟
پس تبلیغ نویسی صفحه محصول باید دقیقاً درست هدف گیری بشه تا به هدف بخوره و برای ما نتیجه بخش باشه.

سن مخاطبینی که تبلیغ رو میبینند چه قدر هست

شاید سن و سال رو هم بتونیم توی گروه بندی مخاطبین به نحوی جا بدیم اما، میتونید یک گروه مشترک پیدا کنید که در اون، افراد جوان تر و افراد مسن تر، طرز تفکر متفاوتی رو داشته باشند.
به بیان بهتر: افراد در یک گروه خاص باید از نظر سنی هم تقسیم بندی بشن، تا بتونیم یک تبلیغ اختصاصی و بسیار خوب برای اونها طراحی کنیم.
آدمها وقتی جوانتر هستند، طوری فکر میکنند و وقتی مسنتر هستند طور دیگری می اندیشند.
پس این نکته مهم را به هیچ عنوان از یاد نبرید و در تبلیغ نویسی خود در نظر بگیرید.

چه احساسی از مخاطب را هدف میگیرید

با پیام تبلیغاتی قراره کدوم احساس رو زنده کنید؟
کنجکاوی؟ ترس؟ اضطرار برای اقدام؟ شادی ناشی از رهایی از درد؟ کسب سود؟ احساس برنده بودن؟
قبل از هر چیز باید بدونید با توجه به گروه مخاطبان و بازار هدفی که انتخاب کردید، کدوم احساس پیش‌برنده خواهد بود و شما رو به هدفتون نزدیک‌تر خواهد کرد.
بعد از این که این مراحل رو به درستی طی کردید، باید دست به قلم بشید و دیگه نوشتن آگهی رو شروع کنید.
این که چه طور باید این کار رو انجام بدید، مطلبی هست که در ادامه همین نوشته برای شما توضیح خواهم داد.
آگهی نویسی صفحه محصول

یک تبلیغ نویس خوب، یک عنوان جذاب مینویسد

:
95 درصد افراد عنوان یا تیتر آگهی تبلیغاتی را میخوانند و اگر عنوان مناسبی داشت ادامه تبلیغات را خواهند خواند.
این جمله را بیان کردم تا بدانید اهمیت عنوان آگهی تبلیغاتی تا چه اندازه زیاد است.
قبل از این که به شما دقیقاً بگویم، چه مواردی را برای نوشتن یک عنوان جذاب لازم دارید که رعایت کنید، باید کمی با عمل کرد مغز آشنا شوید.
میپرسید چرا عملکرد مغز؟
چون که مغز ما یک خصوصیت بسیار جالب دارد، مغز ما برخی از مطالب را فیلتر میکند و اجازه نمیدهد که ما آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.
اجازه بدهید یک مثال بزنم تا موضوع برای شما روشن شود.
شما هر صبح که از خانه بیرون میآیید، هزاران تصویر را میبینید، هزاران صدا را میشنوید، هزاران پیام بازاریابی را بر انداز میکنید و آخر شب که به خانه بر میگردید، فقط یک تعداد کم و مشخصی از این موارد در ذهن شما باقی مانده است.
میدانید چرا این گونه است؟
به خاطر این که اگر تمامیه آن مطالبی که دیدید و شنیدید، یادتان باشد، احتمالاً قبل از این که به خانه برسید، دیوانه خواهید شد.
حجم مطالب آنقدر زیاد و در هم آمیخته است که اگر تمامیه آنها در ذهن بماند، نتیجه ای جز جنون برای ما به ارمغان نمی آورد.
خوب حالا میپرسیئ که این چه ارتباطی به تبلیغات و ایجاد پیام بازاریابی دارد؟
خیلی هم مرتبط است، اگر ما عنوان یا تیتری بنویسیم که مغز آن را فیلتر نماید، چه ارزشی دارد؟
اول از همه ما باید بتوانیم عنوانی بنویسیم که از فیلتر فوق پیشرفته مغز عبور کند تا مخاطب بتواند، آن را تجزیه و تحلیل کند.
یک عنوان خوب برای آگهی تبلیغاتی باید بتواند توجه مخاطبین هدف شما را جلب کند.
به این جمله با دقت زیاد نگاه کنید و دوباره آن را بخوانید.
ما نیاز داریم عنوانی داشته باشیم که تنها مخاطب هدف ما با آن درگیر شود، نه تمامیه افراد جامعه و نه هر کسی که آگهی ما را میبیند.
یادتان باشد هیچ وقت نمیتوانید آگهیه تبلیغاتیی طراحی نمایید که همه را شگفت زده کند.
حالا که مواردی که لازم بود بدانید را دانستید، به شما خواهم گفت که یک عنوان جذاب چه خصوصیاتی باید داشته باشد.
1. عنوان ما باید تصویری باشد.
به این معنا که از واژه هایی در تیتر آگهی استفاده کنیم که تصویری را به ذهن مبادرت کند.
یعنی کلمات ما نماین گر یک تصویر باشد که هم از فیلتر مغز ما گذر کند و هم بهتر به خاطر سپرده شود.
برای مثال عنوان کتاب استراتژی اقیانوس آبی را در نظر بگیرید.
یا یک مثال دیگر، جامع شناسی کاربردی نقشها.
یک آزمایش ساده انجام دهید، یک بار به این عناوین نگاه کنید و فردا تلاش کنید آنها را به خاطر بیاورید.
به شما قول میدهم که، استراتژی اقیانوس آبی را به دلیل تصوری که از یک اقیانوس آبی در ذهن دارید به خاطر خواهید آورد.
باور کنید من همین الان هم نمیتوانم به خاطر بیاورم که برای مثال دوم از چه کلماتی استفاده کردم.
2. توجه مخاطب را جلب کند.
چه چیزیمیتواند توجه شما را به عنوان یک فرد به خود جلب کند؟
اولین نکته ای که به ذهن میرسد، متمایز بودن است، اگر شما هم از تصاویر و جملات و یا کلماتی استفاده کنید که همه سازندگان آگهی تبلیغاتی از آن استفاده میکنند، یقیناً توجهی را به دست نخواهید آورد.
برای جلب توجه باید سعی کنید عنوانی انتخاب کنید که خاص باشد، البته این جملات شاید برایت کمی مبهم به نظر برسد، اما قول میدهم اگر جملات بعدی را با دقت بررسی کنی، متوجه خواهی شد که چه طور عنوانی بنویسی که توجه مخاطبین هدفت را جلب نماید.
3. در عنوان آگهی تبلیغاتی، محصول خود را معرفی نکنید.
عنوان آگهی یک تبلیغات، جایی نیست که شما بتوانید محصول خود را در آن معرفی نمایید، همان طور که در جملات قبلی گفتم، شما فقط چند ثانیه فرصت دارید که مخاطبت را متقاعد کنید که آگهی شما را ببیند یا بخواند.
اگر این فرصت را با معرفی محصول در تیتر آگهی از دست بدهی، گناهی نا بخشودنی را مرتکب شده ای.
البته این مورد یک استثنا هم دارد، برای مثال اگر شما گوشی موبایل میفروشید، باید در عنوان آگهی محصول خود را معرفی کنید.
شاید سوالی برایت پیش آمده باشد که پس یک چنین فردی چه کاری میتواند بکند تا بیشتر بفروشد؟
جواب کوتاهش این است که این فرد، باید روی خدمات مخصوصی که ارائه میدهد متمرکز شود.
یعنی خدماتی ارائه دهد و آن را برجسته نماید که مخاطب از هزاران فروشنده موبایل، حاضر شود که از او خرید کند.
4. در عنوان آگهی نتیجه را بیان کنید.
بیان کردن نتیجه ای که خدمات یا محصولات شما قرار است برای مشتریان احتمالی تان ایجاد کند، یک ترقیب کننده عالی برای خواندن ادامه آگهی تبلیغاتی شما است.
سعی کنید زمانی که نتیجه را در تیتر آگهی بیان میکنید، این نتیجه بسیار دقیق و حساب شده باشد.
برای مثال با محصول من، ظرف یک ماه 5 کیلو از وزن خود را کم خواهید کرد.
با این کار، مخاطب دقیقاً به سرعت متوجه خواهد شد که چه چیزی قرار است به دست بیاورد.
5. تیتر را کلیشه ای انتخاب نکنید.
مغز ما، جملات و کلمات کلیشه ای را فیلتر میکند و نمی گذارد به آنها توجه کنیم، پس تا جایی که ممکن است در عنوان آگهی، از مواردی که کلیشه هستند بپرهیزید.
اگر بخواهم مفهوم کلیشه ای بودن را تعریف کنم، باید بگویم که کلیشه از جمله مواردی است که، به خاطر تکرار زیاد و استفاده بیش از حد، قدرتش را از دست داده است.
6. در عنوان یا تیتر آگهی تبلیغاتی، به هیچ عنوان از کلمات و جملات بی هویت استفاده نکنیم.
کلمات بی هویت، کلماتی هستند که نمیتوانید به درستی آن را برای خواننده متن آگهی اثبات کرد.برای مثال، اولین
و مشتری احتمالی شما، هیچ منفعتی از آن نمیبرد.
برای مثال، بزرگترین فروشگاه اینترنتی خاور میانه، یا با کیفیت ترین لبنیات ایران، و یا چیزهایی که خیلی زیاد آن ها را مشاهده میکنید.
بگذارید از شما دو سوال بپرسم تا این نکته را بهتر درک کنید.
چه طور میتوانید بزرگ ترین یا با کیفیت ترین و یا این قبیل مفاهیم را برای بیننده آگهی اثبات نمود؟
یا اصلاً بزرگترین فروشگاه مجازی کشور ایران چه مزیت رقابتیی هست که به درد کسی بخورد؟
آیا شما اگر از کوچک ترین فروشگاه مجازی یک کشور استفاده کنید و سرویس خوبی دریافت کنید، به دنبال بزرگترین آنها خواهید رفت؟
در نتیجه سعی کنید از مفاهیمی استفاده کنید که بتوانید آنها را اندازه بگیرید و مشکلی از مشکلات مخاطبین آگهی تبلیغاتی شما را بر طرف نماید.
این تمامیه نکاتی بود که باید راجع به عنوان یا تیتر یک آگهی تبلیغاتی میدانستید، در ادامه با من همراه باشید تا وارد مباحث بیشتری شویم.

در پاراگراف ابتدایی باید چه بنویسیم؟

در نظر داشته باشید که مخاطب بخونه و اون رو تحلیل هم بکنه.
شما وقت و حوصله زیادی نداره که بتونه همه چیز رو تا انتها
پس حاشیه‌ رفتن رو کنار بذارید و یه راست برید سراغ پیام اصلی.
سعی کنید پیام اصلی رو تو همون پاراگراف اول منتقل کنید.
در آخر مخاطب رو رها نکنید.
جمع‌بندی کنید.
پیام رو دوباره منتقل کنید.
راه ارتباطی ایجاد کنید.
از مخاطب دعوت به همکاری و اقدام کردن کنید.
کاری کنید مخاطب بعد از خوندن پیام تبلیغاتی تکلیفش کاملاً روشن باشه و هیچ نقطه ابهامی تو ذهنش باقی نمونده باشه.

آیا فرمولی هست که بتوانم با آن تبلیغ نویسی کنم؟

من یک مقاله بسیار کامل در رابطه با فرمولهای تبلیغ نویسی در اثر خاص نوشته ام.
میتوانید از آن فرمولها نیز استفاده کنید.
مهم ترین فرمولهای تبلیغ نویسی که باید بلد باشید.
فرمول تبلیغ نویسی 4p
اما تمامیه فرمولها برای نوشتن متن یک آگهی خاص مناسب نیستند.
خیلی بستگی به محصول و یا خدمتی دارد که شما مینویسید و بستگی به موارد دیگری نیز دارد.
اما برای شروع میتوانید از فرمول ایدا استفاده نمایید.
یکی از مدل‌های کلاسیک تبلیغات، مدل AIDA است.
بدنۀ این مدل از چهار قسمت اصلی تشکیل شده که اگه پیام تبلیغاتی به درستی نوشته شده باشه، یکی‌یکی این مراحل رو پوشش میده و پیش میره.

مرحلۀ اول AWARENESS: به معنای آگاهی دادن یا جلب توجه کردن

بخش بزرگی از پیام تبلیغاتی قراره یه آگاهی تازه در مخاطب ایجاد کنه و اون رو با پیامی که تو ذهن داریم آشنا کنه.
همون طور که گفتیم بهتره این آگاهی دادن تو همون قسمت‌های اول پیام تبلیغاتی انجام بشه و برای رسیدن به این مرحله نیاز نباشه مخاطب خیلی تقلا کنه و انرژی زیادی مصرف کنه.
پس حتی تیتر پیام تبلیغاتی می‌تونه حجم بزرگی از این آگاهی رو عهده‌دار باشه و وظیفۀ انتقال پیام رو به
مخاطب به عهده بگیره تا توجهش رو به خوبی جلب کنه.

 مرحلۀ دوم INTEREST: یا مرحلۀ علاقمندی

مخاطب تو این مرحله به موضوع تبلیغ شده علاقه نشون میده و جذب پیام تبلیغاتی می‌شه.
این اتفاق وقتی درصدش بالاتر میره که همون طور که قبلاً اشاره کردیم، جامعۀ مخاطبان و بازار هدف رو درست تعیین کرده باشیم.
وقتی مستقیم مخاطب مربوطه رو هدف می‌گیریم، علاقه‌مند کردن مخاطب خیلی راحت‌تر اتفاق می‌افته.
چون میدونیم دقیقاً برای چه کسی با چه خصوصیاتی داریم متن تبلیغ رو تبلیغ نویسی میکنیم.

 مرحلۀ سوم DESIRE: مرحلۀ شوق به اقدام

حالا به مرحلۀ خرید کردن و اقدام عملی نزدیک‌تر شدیم.
کسی که به این مرحله می‌رسه با درصد بالایی به مرحلۀ خرید نهایی هم خواهد رسید.
اگه کارمون رو درست انجام داده باشیم و به خوبی توجه رو جلب کرده و علاقمندی ایجاد کرده باشیم، حالا می تونیم رو اقدام مخاطب حساب باز کنیم.
اینجا دقیقاً جایی هست که ما احساسات مخاطب رو تحریک میکنیم که بتونیم به خوبی از این مرحله گذر کنیم و وارد مرحله چهارم بشیم.

 مرحلۀ چهارم ACTION: مرحلۀ اقدام عملی

حالا به مخاطبان و خریداران واقعی می‌رسم. کسانی که متن پیام تبلیغاتی را دیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند
یک اقدام عملی انجام دهند.
هدف هر پیام تبلیغاتی این است که به این مرحله برسد اما درصد خیلی زیادی از پیام‌های تبلیغاتی در یکی از مراحل بالا متوقف می‌شوند.
هنر و مهارت تبلیغ نویس تا حد زیادی تعیین‌کنندۀ ازدحام این مرحله است.
شاید یکی از مهم‌ترین مواردی که وجود داره‌‌ درگیری هست که پیام تبلیغاتی ایجاد می‌کنه. هر چه پیام تبلیغاتی مرتبط‌تر، شفاف‌تر و هنرمندانه‌تر نوشته شده باشه، احتمال اقدام عملی از طرف مخاطب بیشتر می‌شه.
باید بتونید با نوشتن پیام تبلیغاتی جذاب مخاطب رو درگیر کنید
همیشه این سوال رو از خودتون بپرسید که: اگه بخواین بدون فکر کردن زیاد آخرین پیام تبلیغاتی که دیدین یا خوندین و تو ذهن‌تون مونده رو عنوان کنید از کدوم تبلیغ اسم می‌برید؟
اگه قرار باشه یه پیام تبلیغاتی تلویزیونی یا متنی رو که چند سال از دیدنش می‌گذره رو مثال بزنین چطور؟
فکر می‌کنید چی باعث موندگاری این پیام‌ها تو ذهن شما شده؟
باید بتونید یک پاسخ درست برای این سوالات پیدا کنید، اگر میخواید بتونید یک تبلیغ نویس خوب بشید.

چند مثال برای جذاب کردن تبلیغات نوشته شده

در این بخش میخوام چند مثال بزنم از موارد روز مره که ببینید چه طور میتونید اونها رو به شکلی جذاب کنید.
مثال:
به جای اینکه بگیم حسابی کار کرده بود می‌تونیم بنویسیم: له و لورده مثل نون لواش شده بود.
به جای اینکه بگیم پر از غرور و شادی بود می‌تونیم بنویسیم: مثل پرنده‌ای شده بود که چندساعتی خودش رو
پوش داده.
به جای اینکه بگیم راه برگشتی نیست می‌تونیم بنویسیم: کسی به خاطر فراموش کردن خودکار فضاپیما رو برنمی‌گردونه تا مدادش رو برداره.
دیوید اگیلوی که پدر کپی رایتینگ هم هست میگه:
«من به چشم یک محقق و کاوشگر به این کارِ پر از خلاقیت نگاه می‌کنم. تنها بخش کوچکی از خلق یک اثر تبلیغاتی مرهون الهام و خلاقیت ذهنی است. قسمت اعظم آن به دانش و سخت‌کوشی فرد بستگی دارد. کسی که اندک استعدادی داشته باشد و راهکار دست به جیب کردن مردم را بداند، در این وادی موفق است.»
در ادامه میخواهم به شما بگویم که آیا تبلیغ نویسی به عنوان یک شغل چه مزایا و معایبی دارد، پس با من همراه باش.

مزایا و معایب تبلیغ نویسی به عنوان یک شغل

اگر هم اکنون تبلیغ نویسی هستی و احتمالاً یک سری مشتری هم برای کارت داری، بخش زیادی از مزایا و معایب تبلیغ نویسی را خواهی دانست.
در این قسمت از نوشته آگهی نویسی ابتدا مزیتهای تبلیغ نویسی را برایت خواهم گفت و بعد معایب آن را باز گو خواهم کرد.

مزایای تبلیغ نویسی به عنوان شغل

اینکه تبلیغ نویسی به عنوان یکی از پردرآمد ترین کسب و کارهای دنیا شناخته می شود، ممکن است هر کسی را وسوسه کند تا این کار را تجربه کند.
البته درآمد بالا فقط یکی از مهم ترین مزیت های تبلیغ نویسی است .
شغل تبلیغ نویسی شگفت انگیز مزایای دیگری هم دارد که می تواند در مجموع ، تبلیغ نویسی را به یک کسب و کار ایده آل تبدیل کند.

تبلیغ نویسی به شرایط اقتصادی وابسته نیست!

شرایط بد اقتصادی تهدید بزرگی برای اکثر کسب و کارهاست.
خیلی از شرکت ها و سازمان ها، در شرایط نامساعد اقتصادی تعدیل نیرو می کنند و افراد زیادی بیکار می شوند.
خیلی از کسب و کارهای کوچک و نوپا در شرایط بد اقتصادی، یک شبه نابود می شوند.
کارگران کارخانه ها بودن یا نبودنشان،به نبض اقتصاد کارخانه گره خورده و اگر کارخانه ورشکسته شود،
انگار آن ها ورشکسته شده اند.
کاسب ها در شرایطی که توان خرید مردم پایین آمده، باید با فروش پایینی که دارند کنار بیایند .
اما تبلیغ نویس ها چطور؟
خوشبختانه وضعیت تبلیغ نویس ها در هر شرایط اقتصادی، خوب است.
اگر شرایط اقتصادی خوب باشد، کسب و کارها پول زیادی دارند و خیلی راحت برای تبلیغات هزینه می کنند.
هر جایی هم که نیاز به تبلیغات باشد، حضور یک تبلیغ نویس الزامی است.
اگر هم شرایط اقتصادی بد باشد، کسب و کارها برای اینکه بتوانند فروش بیشتری داشته باشند به تبلیغ نویس ها نیاز دارند.
طبیعتاً در این شرایط حاضرند پول خوبی پرداخت کنند تا بتوانند کسب و کارشان را از نابودی نجات دهند.
و هر چقدر یک تبلیغ نویس بتواند پول بیشتری را به یک کسب و کار روانه کند، شانس بیشتری برای دریافت دستمزد های بالا دارد.
پول بیشتری که برای مشتری هایت می سازی، می تواند هزینه ای را که می گیری، به راحتی توجیه کند.

همیشه فرصت های کاری زیادی برای تبلیغ نویس ها وجود دارد

کلمات در همه جا هستند.
از وب سایت گرفته تا بیلبوردهای بزرگ شهری!
از ایمیل گرفته تا بروشور !
و حالا هم در شبکه های اجتماعی.
این کلمات هستند که موفقیت یا شکست یک کسب و کار را تعیین می کنند.
به بیان ساده تر، اگر شرکتی نتواند از طریق کلمات درست با مخاطبش ارتباط برقرار کند، محکوم به شکست است.
شرکت ها، سازمان ها، کسب و کارهای کوچک و بزرگ، همه به کلمات احتیاج دارند.
اما بسیاری از رهبران و مدیران کسب و کارها، خیلی مشغله کاری دارند و نمی توانند خودشان بنویسند.
یا اینکه نوشتن را دوست ندارند و خیلی ها هم نمی توانند بنویسند.
به همین دلیل است که به تبلیغ نویس ها احتیاج دارند.

تبلیغ نویسی یک شغل متنوع است و هر روز می توانی کار جدیدی انجام دهی

یکی از جذابیت های تبلیغ نویسی برای من این است که مجبور نیستم یک کار روتین و یکنواخت داشته باشم.
جدا از اینکه تبلیغ نویسی به من آزادی این را داده است که هر کجا که دوست دارم کار کنم، خانه، دفترکار، سفر و هر جایی که باشم، آزادی انتخاب در مورد حوزه های مختلف کاری را هم به من داده است.
من می توانم با کسب و کارهایی همکاری کنم که مورد علاقه ام هستند .
حتی می توانم با کسب و کارهایی همکاری کنم که کنجکاوم بیشتر در موردشان بدانم.
برای من، هیچ چیز جذاب تر از این نیست که در مورد کسب و کارهای مختلف اطلاعات داشته باشم.
البته اکثر تبلیغ نویس ها بعد از مدتی یک حوزه ی خاص را انتخاب می کنند و سعی می کنند مهارت هایشان را در یک حوزه (niche) خاص افزایش دهند.
مثلا ممکن است یک نفر انتخاب کند که تبلیغ نویس وکلا باشد یا مثلا تبلیغ نویس دندانپزشکان!
اما نظر شخصی من این است که هیچ وقت در ابتدای کار و چند سال اول فعالیت تبلیغ نویسی، حوزه فعالیتت را محدود نکن.
بهتر است اوایل با کسب و کارهای مختلف و متنوع کار کنی.
این کار دو مزیت مهم برایت خواهد داشت
1. اطلاعات زیادی کسب می کنی
2. می توانی به راحتی تشخیص دهی که کار کردن با کدام حوزه برایت جذاب تر است

 ساعت کاری یک تبلیغ نویس دست خودش است

این ویژگی به تو اجازه می دهد در هر ساعتی که دوست داشته باشی کار کنی.
من خودم هم شب را برای کار کردن دوست دارم و هم صبح زود.
اما از آنجایی که شب ها خلاق ترم و صبح ها تمرکز بیشتری دارم، اکثر مواقع، پیش نویس ها و متن اولیه را شب ها می نویسم.
و ویرایش ها را صبح زود که تمرکز بالایی دارم انجام می دهم.
البته هیچ قانون خاصی وجود ندارد.
هر کسی می تواند مطابق با سلیقه خودش تایم کاری اش را مشخص کند.
اگر صبح ها دل کندن از رختخواب، برایت سخت است، ایرادی ندارد.
بدون نگرانی تا هر ساعتی دوست داری بخواب.
شب فرصت زیادی برای کار کردن خواهی داشت!
یک مزیت مهم تبلیغ نویسی این است که هر کسی که تلاش کند می تواند این مهارت را یاد بگیرد و تقریباً برای همه قابل دستیابی است.
نه نیاز به مدرک دانشگاهی دارد و نه نیاز به داشتن استعداد یا توانایی خاص.
خیلی راحت می توانی با شرکت در یک دوره تبلیغ نویسی این مهارت را یاد بگیری.

معایب تبلیغ نویسی

خب تا اینجا چند تا از مزایای تبلیغ نویسی را گفتم.
بهتر است تا بیشتر از این، عاشق این کار نشده ای کمی هم از معایبش بگویم.
البته این معایب آنقدر جزئی و کم اهمیت هستند که بعید می دانم برای کسی که عاشق تبلیغ نویسی است اهمیتی داشته باشد.

درآمد تبلیغ نویسی کاملا بستگی به تلاشت دارد

تبلیغ نویسی از جمله مشاغلی است که هم می تواند تو را به اوج ثروت مندی برساند و هم می تواند طوری باشد که برای مخارج روزانه ات هم کافی نباشد.
درآمد تبلیغ نویس به کار کردنش وابسته است
اگر یک تبلیغ نویس مدتی کار نکند درآمدی هم نخواهد داشت.
از طرف دیگر میزان درآمدی هم که کسب می کنی، بستگی به خودت دارد.
اگر کارت را عالی انجام دهی و نتایج عالی برای مشتریانت خلق کنی، می توانی پول خوبی هم از مشتریانت بگیری
یک تبلیغ نویس هم ممکن است هیچ تلاشی برای بهتر شدن کارش انجام ندهد و هر روزش بدتر از روز قبل باشد.
پس لطفا با رویای میلیاردر شدن سمت تبلیغ نویسی نیا.
تبلیغ نویسی مثل هر کار دیگری نیاز به تلاش کردن دارد.
تنها تفاوتی که دارد این است که نتیجه ی تلاش یک تبلیغ نویس، چندین برابر تلاش کسب و کارهای دیگر، درآمد ایجاد می کند.

تبلیغ نویس ها به تنهایی کار می کنند!

تبلیغ نویس ها حتی زمانی که جزوی از تیم خلاقیت یک آژانس تبلیغاتی هم هستند، باز هم تنها کار می کنند.
برای خیلی ها این ایراد نیست  و حتی در تنهایی می توانند کارایی بالاتری داشته باشند.
معمولا این ویژگی برای اکثر شغل هایی که با نویسندگی مرتبط هستند وجود دارد.
بعید می دانم کسی بتواند در حالیکه در کنار پنج نفر از همکارانش نشسته است یک تبلیغ خوب بنویسد.
البته تبلیغ نویس ها بعد از مدتی یاد می گیرند که چطور بین تنهایی و تعامل با دیگران یک تعادل برقرار کنند.
همه تبلیغ نویس هستند!
در مورد رقبایت صحبت نمی کنم.
در مورد مشتری ها و افرادی که با آن ها کار می کنید صحبت می کنم.
اختلاف نظر با مشتریان، در همه ی کارهایی که ذهنی هستند وجود دارد.
گاهی ممکن است این اختلاف نظرها، جدی تر از آن باشد که بتوانی به راحتی بپذیری.
پس اگر ظرفیت بالایی برای پذیرش نظرات مخالف نداری، تبلیغ نویسی نمی تواند شغل مناسبی برایت باشد.
امادگی این را داشته باش که متنی که به نظر ت عالی است، از نظر مشتری یک افتضاح باشد و مجبور باشی تمام متن را از ابتدا ویرایش کنی.
البته فراموش نکنی که تعیین کننده ی درست و غلط بودن انتقادات مشتری تو هستی.
چون تبلیغ نویسی تخصص توست.
اما اگر واقعا حق با مشتری بود موظفی که متن را مطابق خواسته اش ویرایش کنی.
اگر هم مشتری در اشتباه است، حتما با صبر و حوصله او را از اشتباهش آگاه کن .
من که کمی خسته شدم، امیدوارم که شما همچنان همراه اثر خاص باشید.
نوشتن تبلیغ محصول

بررسی چند تبلیغ برای بهتر درک کردن آگهی نویسی

بیاید چند نمونه متن تبلیغاتی رو با هم ببینیم:
«برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سرطان، به سیگار کشیدن ادامه بدین.» (تبلیغ سیگار)
«هنوز هم کندترین کچاپ بازار» (تبلیغی برای سسی که خیلی آروم بیرون میاد و این ویژگی از بقیه متمایزش میکنه)
«طعمش وحشتناک بده اما مؤثره.» (تبلیغی برای شربت دارویی)
«سیگاری‌ها همیشه جوون میمونن. چون زود می‌میرن و هیچ‌وقت پیری رو تجربه نمی‌کنن.» (تبلیغ سیگار)
«ما ارزان نیستیم. البته در کوتاه مدت». (پیامی که نشون میده ارزون بودن اغلب اوقات در بلندمدت گرون تموم میشه)
وجه مشترک همۀ پیام‌های تبلیغاتی بالا رو چی می‌بینید؟
خودزنی؟
یا شاید کلمه‌ای بهتر بتونیم براش عنوان کنیم:
صداقت
وقتی مخاطب با این پیام‌ها روبرو می شه بیشتر از اینکه پیام خودزنی رو دریافت کنه صداقت توی تبلیغ رو احساس می‌کنه.
اما آیا تا این اندازه صادق بودن لازمه؟ یا به‌نوعی حماقته؟
همیشه گفته می‌شه که مرز بین صداقت و حماقت خیلی باریکه؛ اما این مرز برای نوشتن پیام‌های تبلیغاتی خیلی هم باریک نیست.
چرا؟
چون درستی یا نادرستی پیام تبلیغاتی خیلی زود مشخص می‌شه. به محض مواجه‌شدن مخاطب با محصول یا خدمت معرفی‌شده، صداقت پیام سنجیده می‌شه.
حالا فکر کنید اگه صداقت در تبلیغ رعایت نشده باشه چه اتفاقی می‌افته؟
برای کسی که یه بار قراره بفروشه خیلی مهم نیست که صداقت رو رعایت می‌کنه یا نه.
اما برای کسی که به موندگاری بلندمدت تو ذهن مخاطب فکر می‌کنه و میخواد از تبلیغات به عنوان ابزاری برای وجهه‌سازی درست استفاده کنه، رعایت صداقت مهمه.
اما مزیت‌های صداقت چیه؟
پیام تبلیغاتی صادقانه، اعتمادسازی می‌کنه.
همون چیزی که تو پیام‌های تبلیغاتی خیلی سخت به دست میاد. اکثر تبلیغات پیام فروش رو در ذهن مخاطب می‌کارن و کمتر تبلیغی هست که بیشتر از پیام فروش، پیام اعتماد برای مخاطب ایجاد کنه.
هیچ وقت فراموش نکنید که، حقیقت جاذبه ایجاد می‌کنه.
یکی از پیامدهای پیام‌های تبلیغاتی جذب مخاطبه و یکی از مهم‌ترین و سخت‌ترین وظایف تبلیغ نویس، جلب توجه مخاطبه.
مردم این‌قدر با پیام‌های تبلیغاتی غیر صادقانه و یک‌طرفه مواجه میشن که وقتی پیامی صادقانه می‌بینن جذبش می‌شن.
پیام‌هایی که بزرگنمایی شده و غیرواقعی هستن رو مخاطب خیلی خوب می‌فهمه و درک می‌کنه. وقتی زیادی پیاز داغ پیام تبلیغاتی رو زیاد می‌کنیم، حس بدی برای مردم ایجاد می‌کنیم.
چون بعد از این که مخاطب احتمالی ما قراره یک اقدامی رو انجام بده، اگر ما صداقت رو رعایت نکرده باشیم، احتمالاً خیلی زود رسوا میشیم.
و دیگه کمتر کسی میتونه ما و یا کسب و کارمون رو باور کنه.
از قدیم گفتند: ساختن یک دیوار خیلی سخت و زمان بر هست اما، خراب کردن اون، توی یک شب اتفاق میفته.
تبلیغات هم یک چنین خصوصیتی رو میتونه توی اعتماد سازی به وجود بیاره.
پس این نکته بسیار مهم توی نوشتن آگهی ها رو هیچ وقت از یاد نبرید.
یک سری محصولات هستن که ذاتاً نقطه‌ضعف دارن. یا یک سری خدمات هستن که تحت هیچ شرایطی نمی‌شه از کمبودهاش چشم‌پوشی کرد.
با درج این نقاط ضعف در یک پیام تبلیغاتی، جاذبه ایجاد می‌کنیم. آگاه بودن و اعتراف به نداشته‌ها، خیلی وقت‌ها به‌اندازۀ اعتراف به نقاط قوت و داشته‌ها، انرژی‌زاست.
قدرت انتخاب دادن به مخاطب زیباست.
وقتی مخاطب رو در جریان کامل کار قرار میدیم بعدازاینکه جذب پیام تبلیغاتی شد و اقدامی انجام داد حس خوبی رو هم تجربه خواهد کرد.
در این مواقع مخاطب حس می‌کنه که من آگاهانه انتخاب کردم و با علم به اینکه این محصول یا خدمت چنین کسری‌هایی رو داره، سنجیدم و تشخیص دادم که انتخاب کنم.
من گول پیام تبلیغاتی رو نخوردم بلکه با دیدن یه تبلیغ صادقانه و درست، خودم انتخاب کردم.
اما درمورد حماقت در تبلیغ نویسی
حماقت چطور می‌تونه تو پیام تبلیغاتی خودش رو نشون بده؟
قبل از هر چیز باید بگیم یکی از مهم‌ترین هنرهای تبلیغ نویس اینه که محصول، کالا یا خدمتی رو برای تبلیغ کردن انتخاب کنه که به خوب بودنش ایمان داشته باشه.
اگه کالایی اون‌قدر شایسته نیست که حرف‌های خوب برای گفتن داشته باشه یا برای زندگی مخاطبانش مفید باشه چرا باید تبلیغ بشه؟
ممکنه خیلی ساده به نظر برسه اما خیلی از پیام‌های تبلیغاتی احمقانه‌ای که دوروبرمون می‌بینیم در نتیجۀ توجه نکردن به همین مورد ایجاد شدن.
تبلیغ نکردن خیلی بهتر از یه تبلیغ بد و ضعیفه.
چون تبلیغ مثل یه چاقوی دو لبه می‌مونه. هم می‌تونه ما رو به هدفمون نزدیک‌تر کنه و هم می‌تونه برای همیشه وجهه‌مون رو خراب کنه.
ممکنه خیلی از تبلیغات خوبی رو که در ذهن داریم مرور کنیم و ببینیم که وجه مشترک زیادی با هم دارن.
اینجا چند تا از این موارد مشترک رو بین آگهی‌های تبلیغاتی خوب عنوان می‌کنیم.
در نظر گرفتن این موارد به تبلیغ نویس کمک می‌کنه تا درست‌تر و مؤثرتر بنویسه.

اگر اصول تبلیغ نویسی رو یاد بگیریم، میتونیم یک تبلیغ عالی بنویسیم؟

یادگیری فرمول‌ها و اصول تبلیغ نویسی مثل یادگیری مهارتی مثل رانندگیه.
شما اصول اولیه رو به دقت یاد می‌گیرید. اینکه دستتون رو به صورت ساعت ده و ده دقیقه روی فرمون قرار بدید. اینکه قبل از حرکت کردن همۀ موارد رو چک کنید: کمربند، آینه، فاصله‌تون با فرمون.
یاد می‌گیرید کیلومتر ماشین رو مرتب نگاه کنید، به فشاری که پدال‌ها میارید توجه می‌کنید و با جزئیات می‌فهمید که اصول اولیه برای رانندگی چه چیزهایی هستن.
اما بعد از مدتی که رانندگی می‌کنید، چه اتفاقی می‌افته؟
دیگه خیلی از اصول اولیه رو چک نمی‌کنید. حتی بهش فکر نمی‌کنید؛ اما در عمل پیاده می‌کنید بدون اینکه خودتون متوجه باشید.
در واقع اصول رانندگی و شیوۀ درست هدایت ماشین جزئی از ناخودآگاه شما می‌شه و بدون اینکه برای یادآوری جزئیاتش وقت یا انرژی صرف کنید، اون‌ها رو موبه‌مو رعایت می‌کنید.
یادگیری مهارتی مثل تبلیغ نویسی هم از همین اصول و شیوه‌ها تبعیت می‌کنه.
شما کافیه اصول اولیه و الزامات کار رو یاد بگیرید و بعد از مدتی به صورت خودکار همۀ اون روش‌ها رو انجام بدید.
تبلیغ نویس حرفه‌ای خودش رو مقید به استفاده از همۀ فرمول‌ها نمی‌کنه. ولی به صورت ناخودآگاه همۀ قواعد و قوانین درست نویسی رو رعایت می‌کنه. چون شیوۀ درست تبلیغ نویسی به بخشی از ناخودآگاهش تبدیل شده.
هدف ما هم از بیان فرمول‌های تبلیغ نویسی همینه.
اینکه به عنوان تبلیغ نویس با قواعد درست‌نویسی و فرمول‌هایی که درنتیجۀ سال‌ها تجربه به دست اومده، آشنا شید و اون‌ها رو به بخشی از مهارت‌های حرفه‌ای و ناخودآگاهتون تبدیل کنید.
ما رو در اینستاگرام دنبال کنید

اگر میخواهی یک تبلیغ خوب بنویسی، به تخت خواب مخاطبت برو

شاید این جمله به نظرت کمی اشتباه به نظر برسد.
اما باید بدانی که همین جمله میتواند مقصود من را به شما به درستی منتقل نماید.
این یک فرمول بسیار جذاب است که اگر بتوانی به درستی آن را اجرا کنی، خودت به تنهایی میتوانی یک تبلیغ خوب و اثر گذار بنویسی.
برای اینکه بتوانی تیتر عالی بنویسی باید بدانی ساعت ۱ بامداد چه چیزی فکر مخاطبت را طوری درگیر کرده است که به او اجازه خواب نمی دهد؟
پاسخ این سوال، همان تیتری است که می تواند سریعا توجه مخاطبت را جلب کند چرا که او از صبح تا پاسی از شب دائما به این موضوع فکر می کند و زمانی که این تیتر را ببیند سریع به آن واکنش مثبت نشان می دهد.
این سناریو را تصور کن.
بساز بفروشی، ویلایی در چمستان ساخته است و بدلیل شرایط نامساعد خرید و فروش مسکن متقاضی برای خرید ویلا ندارد.
او برای ساخت این ویلا از بانک وام گرفته است و اگر نتواند تا مدت زمان مشخصی ویلا را آب کند، زندگی اش به خطر می افتد.
از نگرانی و استرس این ماجرا نه روزها فکر آسوده ای دارد و نه شب ها راحت می تواند بخوابد.
در همین حال و هوا ناگهان اس ام اسی دریافت می کند که می گوید:
کمک می کنم تا ۳۰ روز آینده ویلا چمستان را به قیمت روز بفروشی
نه تنها توجه این بساز بفروش به این تیتر جلب می شود بلکه تا خود صبح آنقدر به شماره ای که این پیامک را داده زنگ می زند تا طرف دیوانه شود.
تیتر خوب یعنی این. تیتری که بتواند تمام هوش و حواس مخاطب را به خودش جلب کند.
مرحله دوم:
تا اینجا توانستیم توجه را جلب کنیم اما مخاطب همچنان کوچکترین اعتمادی به ما و روش کاری مان ندارد. پس باید به لحاظ منطقی بتوانیم خودمان یا پیشنهاد مان را به او اثبات کنیم.
در این قسمت باید به مخاطب بگوییم (یا بنویسیم) چرا محصول یا خدماتی که داریم دقیقا آن چیزی است که می تواند به تو کمک کند.
بیا برگردیم به سناریو.
در ادامه اس ام اس به طور مثال نوشته شده:
1.من در شش ماه اخیر ۱۰ ویلا به پلاک های XYZ را در چمستان را فروخته ام.
2.من لیست بزرگی از مشتریانی دارم که همین الان خواهان خرید ویلا هستند.
3.عده ای مشتریان من که خواهان خرید ویلا هستند همین الان پول نقد دارند.

نکته: در این مرحله هر چیزی را که می گویید باید اثبات کنید.
مرحله سوم:
بعد از اینکه به لحاظ منطقی کاملا قانع شد نوبت به ارضا کردن بعد احساسی مخاطب است چرا که احساسات نقش بسیار پر رنگی در تصمیم گیری نهایی دارد.
البته این موضوع نه تنها در خرید بلکه در تمام تصمیم گیری های زندگی مان اهمیت دارد. اگر بعد احساسی به طور کامل ارضا نشود، احتمال دارد مخاطب اقدام به خرید نکند.
احتمالا تا به حال دختران زیادی را دیده اید که خواستگارهای خوبی که دارند را رد می کنند. خواستگار به لحاظ مالی، ظاهری، ادبی، اجتماعی در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد اما زمان بله گفتن احساس می کند دلش با او نیست.
در فرایند خرید هم این اتفاق به کرات می افتد. محصول به هر لحاظ درجه یک است اما زمان خرید، مخاطب احساس می کند که این آن محصولی نیست که به دنبالش بود.
برایت اتفاق افتاده است مگر نه؟
احتمالا زیاد.
خیلی خب احتمالا کنجکاو شده ای که چطور می توانی بعد احساسات مخاطب را ارضا کنی. برای اینکه بتوانی این کار را ساده تر از حالات دیگر انجام دهی می خواهم تو را با تکنیک ارسال به آینده Future Pasting آشنا کنم.
در اینجا باید سعی کنی درباره حالات و اتفاقات خوبی که بعد از استفاده از خدمات یا محصولت به آنها می رسد صحبت کن.
برگردیم به سناریو قبل.
در ادامه متن چنین چیزی نوشته شده بود.
 تصور کن نه تنها می توانستی این ویلا را تا ماه آینده بفروشی و تمام وام های بانکی ات را پرداخت کنی بلکه می توانستی پروژه ساخت ویلای دوم را هم استارت بزنی بدون داشتن کوچکترین نگرانی از فروش آن.
زمانی که مخاطب به لحاظ منطقی و احساس تمایل شدیدی به خرید پیدا کند کار تمام است. او خرید خواهد کرد.
مرحله چهارم:
ساده ترین بخش کار همین قسمت است. نشان دادن روش خرید یا راه ارتباطی برای خرید. بطور مثال در سناریو بالا کافی بود فرد شماره تلفن خود را قرار دهد.
شاید در ذهن بسیاری این سوال شکل بگیرد که ارائه گارانتی در تبلیغ نویسی لازم است یا خیر؟
وجود گارانتی الزامی نیست اما وجود داشتن آن باعث رشد چند برابری فروش خواهد شد و بهترین جا برای ارائه گارنتی در مرحله دوم است، زمانی که می خواهی به لحاظ منطقی مخاطب را قانع کنی. (ماهیت گارانتی یک دلیل منطقی است)
نکته مهم: خیلی ها تصور می کنند با تبلیغ نویسی می توانند هر محصول یا خدماتی را بفروشند اما باید این دیدگاه را اصلاح کنم که تبلیغ نویسی فقط می تواند محصول خوب را بفروشد و هیچ استراتژی و روشی برای فروش محصول بدرد نخور در دنیا وجود ندارد مگر دروغ!
پس به یاد داشته باشیم تبلیغ نویسی روش قانع کردن مشتری برای خرید است و نوشتن حتی یک کلمه دروغ یا مبالغه دقیقا در جهت عکس تبلیغ نویسی است.

نمودار

اگر بخواهم تبلیغ نویسی صفحه محصولی را شروع کنم، باید دقیقاً چه کار کنم؟

خوب شاید مطالبی که در رابطه با تبلیغ نویسی صفحه محصول خدمت شما بیان کردم، حسابی زیاد بوده باشد و حسابی شما را گیج و سر در گم نموده باشد.
برای همین تصمیم گرفتم یک دستور العمل یا یک چک لیست که برای آگهی نویسی صفحه محصول مناسب است را در این بخش به صورت مختصر و مفید خدمت شما مخاطبین اثر خاص ارائه نمایم.
پس برای اطمینان از این که یک تبلیغ خوب برای صفحه محصولت نوشته ای این نکات را چک کن:

بررسی تیتر تبلیغ صفحه محصول

حداقل یکی از نکات زیر را در عنوان آگهی محصول خود مورد دقت قرار دهید:
۱.آیا تیتری که نوشته ای، منفعتی را به مخاطب وعده می دهد؟
۲. تیتری که نوشته ای، کنجکاوی مخاطب را بر می انگیزد؟
۳. آیا مخاطب با خواندن تیتر، برای خواندن متن ترغیب می شود؟
4. آیا عنوانی که نوشته ای، تصویری هست؟

بررسی بدنه یا متن تبلیغ صفحه محصول

تمامیه چک لیست تبلیغی که در ادامه خواهید خواند، باید در متن اصلی تبلیغ محصول مورد بررسی قرار گیرد:
۱. اولین جمله تبلیغ جوری نوشته شده که مخاطب بخواهد جمله بعدی را بخواند؟
۲.اولین پاراگراف آنقدر جذاب است که مخاطب ترغیب شود تا انتهای آن‌ بخواند؟
۳.وعده ای که در تیتر داده ای را انجام می دهد؟
۴. زیر تیترها طوری هستند که مخاطب را به خواندن ادامه متن بکشانند؟
۵. متنی که نوشته ای راحت خوانده می شود؟
۶. آیا ادعاهایت قابل باور است و اثباتی برای آن‌ها داری؟
۷. آیا تبلیغ ات متقاعد کننده است؟
۸. آیا تمام ریسک خرید از مخاطب گرفته شده است؟
۹. به تمام سوالات و مقاومت های ذهنی مخاطب پاسخ داده ای؟
۱۰. مخاطب را به اقدام کردن هدایت  کرده ای؟
امیدوارم که این چک لیست تبلیغ، به شما کمک کند صفحات محصولی جذاب و درست و حسابی را بنویسید و مدام فروش خود را افزایش دهید.

فایل صوتی تبلیغ نویسی صفحه محصول برای شنونده های اثر خاص

احتمالاً یا حوصله خوندن این متن طولانی رو نداشته باشی و یا از افرادی باشی که با مقالات متنی ارتباط خوب بر قرار نمیکنه.
یک فایل صوتی در رابطه با تبلیغ نویسی صفحه محصول واست آماده کردم که با شنیدنش، نکات مهم این نوشته رو یاد خواهی گرفت.
امیدوارم از شنیدن این پادکست تبلیغ نویسی لذت کافی رو ببری و بهت کمک کنه تا صفحات محصول با کیفیتی بنویسی.

گوش کردن در soundcloud
سوالاتی که ممکن است به طور کلی ذهن یک تبلیغ نویس صفحه محصول را به خود مشغول کند در اینجا آورده شده است:

1. متن صفحه محصول بهتر است طولانی باشد یا کوتاه؟

هر چه صفحه محصول طولانی‌تر باشد و متن و توضیحات بیشتری درباره محصول بدهد احتمال خرید بیشتر می‌شود. این کار باعث می‌شود شخص اعتماد بیشتری بکند، محصولمان از دید بازدیدکننده باارزش‌تر می‌شود و به‌ طور کلی شخص حس بهتری نسبت به محصول پیدا می‌کند.
اگر بخواهیم موبایلی بفروشیم و فقط در 4 خط توضیحاتی راجع به آن داده باشیم کم‌تر کسی آن موبایل را خواهد خرید، مگر اینکه قبلا در مورد آن اطلاعات کاملی داشته باشد و انتخاب خود را انجام داده باشد، ولی اگر توضیحات طولانی‌تر راجع به آن بدهیم احتمال خرید بسیار بیشتر خواهد شد.
در سایت منظور از یک صفحه، تقریباً 800 کلمه است. ما نباید محصولی داشته باشیم که توضیح آن ‌یک صفحه باشد. برای هر محصول بهتر است حداقل 4 تا 5 صفحه و حتی بیشتر مطلب بنویسیم.
البته همانطور که گفتم این طولانی بودن در رابطه با تبلیغ نویسی صفحه محصول در وبسایت است و متن تبلیغاتی در ایمیل بهتر است کوتاه و رسا باشد.

2. آیا متن طولانی صفحه تبلیغ خوانده میشود؟

شاید جالب باشد بدانید اغلب افرادی که محصولی را خریداری می‌کنند کل متن آن صفحه را نخوانده‌اند؛ بنابراین لزومی ندارد بازدیدکننده کل متن ما را بخواند تا خرید کند. البته بسیار مهم است که چیدمان متن مناسب باشد تا بازدیدکننده از صفحه محصول خارج نشود و به بررسی آن ادامه بدهد.
با اینکه متن باید تا حد ممکن طولانی باشد ولی به‌ هیچ‌ وجه نباید پیوسته باشد؛ یعنی کل صفحه محصول ما باید متشکل از بخش‌های بسیار کوچکی باشد که شاید حدود 5 تا 6 سطر است و خواندنش بسیار راحت است و زمان زیادی نمی‌طلبد.
بین دو پاراگراف بهتر است حداقل دو یا سه تا Enter بزنید تا فضای سفید کافی وجود داشته باشد و شخص در اطلاعات زیاد گم نشود. بازدیدکننده همیشه باید احساس کند حق انتخاب با خودش است و بین تمام توضیحاتی که داده‌اید به راحتی انتخاب کند که کدام‌ قسمت را بخواند. همچنین بهتر است هر کدام از این پاراگراف‌ها یک عنوان مناسب و مرتبط داشته باشد که شخص با یک نگاه بتواند تشخیص دهد کدام بخش‌ها را بخواند و از کدام قسمت‌ها عبور کند.

3. کدام قسمت‌های متن بیشتر خوانده می‌شود؟

اولین جملات صفحه محصول و انتهای صفحه مهم‌ترین بخش هایی هستند که همیشه بیشترین توجه را به خود جلب می‌کنند. از این قسمت‌ها بهتر استفاده کنید. به خصوص پایین‌ترین بخش صفحه محصول. چون در این قسمت بازدیدکننده تصمیم می‌گیرد که از صفحه خارج شود یا بررسی بیشتری انجام دهد.
عنوان‌ها مهم‌ترین بخش‌هایی هستند که خوانده می‌شوند همچنین جاهایی که ما عمدا با رنگ یا فونت متفاوت برجسته کرده‌ایم.
نکات مهمی که می‌خواهیم حتما دیده شود باید با رنگ متفاوت یا اندازه بسیار بزرگ‌تر یا استفاده از گرافیک مناسب برجسته شود.

4. نقش گرافیک در صفحه محصول و تبلیغ نویسی چیست؟

در مجموع هدف و نقش گرافیک در صفحه محصول و هر تبلیغی «کمک به انتقال پیام بازاریابی» است؛ بنابراین در تبلیغ نویسی همیشه توجه کنید که گرافیک باید کمک کند تا محصول بهتر فروخته شود. اگر گرافیک خودش آنقدر جذاب باشد که کل توجه را به خود جلب ‌کند کمکی به انتقال پیام بازاریابی نخواهد کرد.
توصیه می‌شود در سایت‌های حرفه‌ای و کسب‌و‌کاری ( به جز سایت‌هایی که برای کودکان طراحی شده است) بیش از حد از گرافیک استفاده نکنید و طراحی ساده و با حداقل اجزا باشد.

5. صفحات محصول سایت چند بار خوانده می‌شود؟

مغز در مواجهه با یک متن طولانی ابتدا آن را اسکن می‌کند یعنی با یک نگاه اجمالی سعی می‌کند ارزش آن را تخمین بزند تا تصمیم گرفته شود که ارزش مطالعه بیشتر را دارد یا خیر.
در اولین اسکن، تصمیم می‌گیریم چه جاهایی از متن خوانده شود، سپس در دومین اسکن که عمیق‌تر است شروع به خواندن بخش‌هایی می‌کنیم که از دید ما ارزشمندتر است. پس هر متن تبلیغاتی حداقل دو بار خوانده می‌شود.
با دانستن جواب سوال پنجم به این نتیجه می‌رسیم که صفحه محصول خود را باید برای اسکن اول طراحی کنیم. بهترین معیار آن است که اگر بازدیدکننده در کم‌تر از 7 ثانیه صفحه محصول ما را بررسی کند، آیا آن قسمت‌هایی که از دید ما بسیار مهم است مورد توجهش قرار می‌گیرد.

2 دیدگاه دربارهٔ «تبلیغ نویسی صفحه محصول، راهنمای قدم به قدم نوشتن صفحه محصولات»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *